797 00 44 0915

دریافت مشاوره رایگان

رئیس هیئت مدیره و خالق پلتفرم PRESO

مهندس سام جوان

مدیرعامل و بنیان‌گذار پلتفرم PRESO فرزاد جوانمردی کارآفرین حوزه رسانه، طراح مدل‌های نوآورانه تبلیغات و بنیان‌گذار پلتفرم «PRESO» (رسانه مویرگی هوشمند پارسیان) است؛ پلتفرمی که با هدف بازتعریف رابطه میان برندها و مخاطبان در عصر بحران توجه طراحی شده است. او فعالیت حرفه‌ای خود را با تمرکز بر مسئله‌ای بنیادین...

مهارت های ویژه من

توانمندی‌های ما در این مجموعه، فراتر از ابزارهای روتین و کلیشه‌های رایج صنعت تبلیغات است. ما به مجموعه‌ای از مهارت‌های استراتژیک مجهز شده‌ایم که هدف اصلی‌شان «مهندسیِ رفتار و مدیریتِ توجه» در پیچیده‌ترین شرایط محیطی است:

  • طراحی تعامل :

توانایی تبدیل یک پیام ایستا به یک فرآیند تعاملیِ دوطرفه که مخاطب را نه به عنوان یک بیننده، بلکه به عنوان یک «مشارکت‌کننده» درگیر می‌کند.

  • تفکر سیستماتیک :

مهارت در درکِ زنجیره‌ی ارتباطی میان رسانه، تکنولوژی و روان‌شناسی مخاطب؛ برای تبدیل خلاقیت به یک فرآیند تکرارپذیر و سنجش‌پذیر.

  • تحلیل و بهینه‌سازی تجربه :

تمرکز بر خلق تجربه‌ای روان و معنادار در مرز میان فضای فیزیکی و دیجیتال، با هدف کاهش اصطکاک و افزایش نرخ درگیری .

  • مدیریت داده‌های رفتاری :

مهارت در رصد، استخراج و تحلیل داده‌های حاصل از تعاملات واقعی برای تبدیلِ حدسیاتِ بازاریابی به تصمیماتِ مبتنی بر واقعیت.

  • میدریت و رهبری تیم

    100%
  • معماری نظام‌های توجه

    98%
  • طراحی مدل‌های کسب‌وکار رسانه‌ای

    92%
  • استراتژی خلاقیت متدولوژیک

    89%
  • تحلیل رفتار در محیط‌های فیزیکی

    85%
  • مدیریت نفوذ در بحرانِ پیام

    94%

مدیرعامل و بنیان‌گذار پلتفرم PRESO

فرزاد جوانمردی کارآفرین حوزه رسانه، طراح مدل‌های نوآورانه تبلیغات و بنیان‌گذار پلتفرم «PRESO» (رسانه مویرگی هوشمند پارسیان) است؛ پلتفرمی که با هدف بازتعریف رابطه میان برندها و مخاطبان در عصر بحران توجه طراحی شده است.

او فعالیت حرفه‌ای خود را با تمرکز بر مسئله‌ای بنیادین در صنعت تبلیغات آغاز کرد: کاهش اثربخشی تبلیغات سنتی و حتی بخش بزرگی از تبلیغات دیجیتال در جهان. از نگاه او، مسئله امروز برندها صرفاً دیده شدن نیست، بلکه «دیده شدن واقعی، فهمیده شدن و تبدیل شدن به رفتار واقعی» است. همین نگاه تحلیلی، او را به طراحی مدلی رسانه‌ای سوق داد که بتواند تبلیغ را از یک پیام یک‌طرفه به یک تجربه تعاملی، قابل سنجش و اثرگذار تبدیل کند.

نتیجه این نگاه، شکل‌گیری پلتفرم PRESO بود؛ یک رسانه تعاملی و داده‌محور که با استفاده از فناوری‌هایی مانند QR Code، NFC و LBS و با اتکا به زیرساخت ارتباطی محلی، در فضاهایی با تمرکز واقعی مخاطب اجرا می‌شود. این پلتفرم در مکان‌هایی مانند سینماها، سالن‌های اجرا، ورزشگاه‌ها، رویدادهای بزرگ و سایر فضاهای تجمعی، امکان تجربه‌ای تعاملی میان مخاطب و برند ایجاد می‌کند؛ تجربه‌ای که در آن تعامل واقعی، سنجش واقعی و داده انسانی قابل اتکا شکل می‌گیرد.

در مدل طراحی‌شده توسط او، تبلیغات از سطح «نمایش» فراتر می‌رود و وارد مسیر «توجه، ادراک، حافظه، تعامل و رفتار» می‌شود. PRESO تلاش می‌کند تبلیغ را به یک تجربه مشارکتی تبدیل کند؛ تجربه‌ای که در آن مخاطب صرفاً دریافت‌کننده پیام نیست، بلکه در یک مسیر تعاملی شامل بازی، چالش، امتیاز، قرعه‌کشی و مشارکت اجتماعی قرار می‌گیرد.

یکی از ویژگی‌های کلیدی این مدل، امکان اجرای پایدار آن حتی در محیط‌های پرتراکم و بدون وابستگی کامل به اینترنت عمومی کاربران است. این ویژگی، PRESO را به بستری قابل اتکا برای اجرای کمپین‌های تبلیغاتی در مقیاس گسترده تبدیل می‌کند و امکان تولید داده‌های واقعی و قابل تحلیل از رفتار مخاطبان را فراهم می‌سازد.

چشم‌انداز فرزاد جوانمردی توسعه PRESO به عنوان یک زیرساخت رسانه‌ای–تعاملی در مقیاس ملی است؛ زیرساختی که بتواند هم‌زمان برای برندها ارزش تجاری ایجاد کند، برای صاحبان فضاهای فیزیکی مدل درآمدی جدید بسازد و برای مخاطبان تجربه‌ای متفاوت و مشارکتی از مواجهه با تبلیغات فراهم آورد.

او معتقد است آینده تبلیغات نه در «افزایش حجم پیام»، بلکه در «طراحی تجربه‌های واقعی و معنادار برای مخاطب» شکل می‌گیرد؛ تجربه‌هایی که بتوانند توجه واقعی ایجاد کنند، اعتماد بسازند و به رفتار واقعی منجر شوند.

در پس این پروژه رسانه‌ای، نگاه فکری فرزاد جوانمردی به تبلیغات نیز قابل توجه است. او تبلیغات را صرفاً تولید پیام یا خلق یک ایده خلاق نمی‌داند، بلکه آن را مسئله‌ای در سطح طراحی سیستم می‌بیند؛ سیستمی که در آن روان‌شناسی مخاطب، معماری رسانه، داده و روایت در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تا بتوانند توجه واقعی ایجاد کنند.

از نگاه او، یکی از چالش‌های اساسی صنعت تبلیغات در جهان، اتکای بیش از حد به «ایده‌های مقطعی» است؛ در حالی که اثربخشی پایدار زمانی شکل می‌گیرد که سازوکاری طراحی شود که بتواند به‌طور مداوم تجربه‌های معنادار و قابل تعامل برای مخاطب تولید کند. به همین دلیل بخش مهمی از فعالیت‌های او بر طراحی مدل‌ها و چارچوب‌هایی متمرکز است که بتوانند خلاقیت را از یک اتفاق تصادفی به یک فرآیند قابل طراحی و تکرار تبدیل کنند.

در این چارچوب، او تبلیغات را نه صرفاً ابزاری برای جلب توجه، بلکه بخشی از معماری ارتباط میان برند و جامعه می‌داند؛ معماری‌ای که اگر به‌درستی طراحی شود می‌تواند از سطح پیام عبور کند و به تجربه، مشارکت و شکل‌گیری رابطه‌ای پایدار میان مخاطب و برند منجر شود.

همین نگاه سیستم‌محور باعث شده فعالیت‌های او در مرز میان استراتژی رسانه، طراحی تجربه مخاطب و توسعه مدل‌های نوآورانه تبلیغات قرار گیرد؛ حوزه‌ای که در آن تلاش می‌کند راهکارهایی طراحی کند که هم برای برندها ارزش اقتصادی واقعی ایجاد کند و هم تجربه‌ای انسانی‌تر و معنادارتر از مواجهه با تبلیغات برای مخاطبان بسازد.